ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1229

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

است ) پيش از آنكه در حافظه‌ام برخى از اشعار علمى و قوانين و قواعد كتب جايگير شود « شعر سرودم » چنان كه من دو قصيدهء بزرگ و كوچك شاطبى [ 1 ] را در علم قرائت حفظ كرده‌ام و دو كتاب ابن حاجب را در فقه و اصول و جمل خونجى را در منطق ( و قسمتى از كتاب تسهيل ) [ 2 ] فرا گرفته‌ام و بسيارى از قواعد تعليم را در مجالس ( درس ) تعليم داده‌ام و در نتيجه حافظه‌ام از اين گونه محفوظات انباشته شده است و رخسار ملكه‌اى كه آن را بمحفوظات نيكو مانند : قرآن و حديث و سخن ( قديم ) عرب بدست آورده‌ام « بسبب محفوظات مزبور » مخدوش شده است و در نتيجه قريحه از رسيدن بمرحلهء كمال باز مانده است . ابن خطيب لحظه‌اى با نظر شگفتى و تحسين به من نگريست و سپس گفت : خدا ترا باشد و آيا جز تو ديگرى قادر است بدينسان سخن بگويد ؟ و از آنچه در اين فصل بيان شد راز ديگرى نيز آشكار مىگردد و آن ذكر سبب اين است كه چرا سخن عرب در دورهء اسلام و ذوق‌هاى ( سخندانان اين عصر ) نسبت بسخنان « نظم و نثر » روزگار جاهليت در طبقهء برترى قرار دارد چه ما مىبينيم كه شعر حسان بن ثابت و عمر بن ابى ربيعة و حطيئة و جرير و فرزدق و نصيب و غيلان ذى الرمة و احوص و بشار و سخنان گذشتگانى كه در دولت امويان و صدر دولت عباسيان ميزيسته‌اند خواه در خطبه‌ها و خواه در نگارش و محاورات با ملوك ، از لحاظ بلاغت در طبقهء بالاترى نسبت باشعار شاعران جاهليت قرار دارد و بهتر از شعر نابغه و عنترة و ابن كلثوم و زهير و علقمة بن عبدة و طرفة بن عبد است و بر سخنان عصر جاهليت خواه نثر و خواه محاورات ايشان برترى دارد . و طبع سليم و ذوق درست براى منتقد بصير در بلاغت بهترين گواه است و سبب اين آن است كه

--> [ 1 - ) ] شاطبى : قاسم بن فيرة بن ابو القاسم خلف بن احمد حافظ ابو محمد رعينى اندلسى معروف به شاطبى مالكى مقرى نحوى . بسال 528 متولد شد و در سال 590 در مصر درگذشت . او راست : تتمة الحرز من قراء الائمة الكنز . حرز الامانى و وجه التهانى قصيدهء مشهور به شاطبيه در قراآت عقيلة . و غيره ( از اسماء المؤلفين ج 1 ستون 827 ) . [ 2 - ) ] در چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست .